الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
7
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
« إلى ( الشّهباء ) جئنا لا لقصد * سوا تقبيل راحات الأميني » « ما ، بحلب ، نيامدهايم جز براى دستبوسى - امينى - » « إمام المرشدين بلا مراء * و قطب رحاهم العالي المكين » « بدون چون و چرا ، پيشواى ارشاد كنندگان ، و محور عالى و استوار گردونهء آنان است . » « لمسنا منه آيات عظام * بطّي غديره الصافي المعين » « در لابلاى كتاب - الغدير - زلال و گوارايش آيات بزرگى ، مشاهده كردهايم . » « حوى ماراق من صافي اللئالي * و ما قد عزّ من درّ ثمين » « آنكتاب ، چه گوهرهاى درخشان و شگفتانگيزى در بر دارد ؛ و چه درهاى گرانبهاى كميابى را شامل است . » « بك الشهباء ، قد زادت جمالا * و لكن موطني شبه الحزين » « حلب شهباء ، با قدوم تو ، جمالى دگر ، به خود گرفت . و ليكن ، شهر من همانند كانون حزن و اندوهست . » اذا لم تأته سيظّل دوما * يجود بدمع ناظره الغضون » اگر به شهر ما نيائى ، به زودى شهر ما براى هميشه ، اشكبار خواهد شد . » « ادام اللّه عزّك في هناء * و جنّبك المكاره كلّ حين » خداوند ، عزتت را - در عين آسايش - ادامه دهد . و در هر حال ، از بلاها دور بدارد . » « تقّبل ، هذه الأبيات منّي * و حاشا أن تخيب بكم ظنوني » اين چند بيت را از من بپذير . بعيد است كه اميدم بنوميدى مبدل گردد . »